عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
181
كشف الحقايق ( فارسى )
چون دانستى كه ثواب و عقاب ثمره درخت تواند اكنون بدانكه پروردن اين درخت بلكه نشاندن و بزرگ گردانيدن اين درخت بدست تست از جهت آنكه هر فعلى كه از تو در وجود مىآيد بتدبير و انديشه عقلست و در آن فعل منع هواى نفس است پس چنانست كه شاخى بر درخت طوبى وصل كردى بلكه درختى جداگانه نشاندى و اگر نشاندن درخت يك نوبت باشد اما درخت هرچندگاهى بر دهد و بعضى را يكىيكى باشد و بعضى را يكى ده باشد و بعضى را يكى هفتصد و بعضى را مضاعف و بعضى را بىحساب مثلا كسى باشد كه بتدبير و انديشه عقل يك سخن نيك يا يك فعل نيك از وى در وجود آيد آن سخن يا آن فعل بمثابت درختى باشد كه بنشاند و از بر آن درخت مدت مديد چندان راحت و آسايش بوى رسد كه در حساب و شمار نيايد و آنچه خلاف اين باشد برعكس اين مىدان . فصل در بيان حوران بهشتى بدانكه حوران بهشتى اسرار و مكنونات علومند كه از نظر نامحرمان پوشيده و در حجابند دست نامحرمان از ايشان كوتاهست و به ايشان نمىرسد جمال ايشان از نظر اغيار در خيام است و روى نمىنمايد : حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ « 1 » و پيش از بهشتيان هيچكس بديشان نرسيده است و جمله بكرند كه اهل حس و خيال را باسرار و مكنونات علم هرگز راه نبوده است و نخواهد بود : لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ « 2 » از جهت آنكه از ابكار مردان و اهل كمال را نصيب باشد و اهل بهشتند كه مردان كاملند و هر نوبت كه اهل بهشت به ايشان رسند ايشان را همچنان بكر يابند يعنى هر نوبت لذتى يابند كه بار اول نيافته باشند از جهت آنكه اگر در چيزى صد بار تأمل و نظر كنند هر نوبتى سر نوى و معانى تازهء روى نمايد بهتر و خوبتر از اول و بعضى گفتهاند كه هر كرا محبوبى و معشوقى باشد هر نوبت كه وصال او دست دهد و مشاهده وى روى نمايد در لذت ديدار معشوق هيچ
--> ( 1 ) - رحمن 22 ( 2 ) - رحمن 24